تقسیم کار : روابط دوستانه : تلاش برای بهبود کار: پافشاری و پابندی به اصول: گذشته وآینده نگری: دوکتور شاولی( ادیب) استاد پوهنتون کابل
تقسیم کار بین منسوبین وکارمندان یکی از موفقیت های مدیر به شمار می آید.این کار موجب کاهش تراکم کارهای مدیر میگردد. در این نوع مدیریت هرکس درمحدود? معینی کارخویش را به وجه احسن انجام میدهد.این امرباعث افزایش مهارتها وعملکرد مدیریت می گردد.
مدیریتی که کارهارا تقسیم نماید. ازضوابط کاری کارمندان خویش آگاه باشد؛از تداخل کارها وو ظایف جلوگیری به عمل می آورد. مدیر باید یرای همیشه پلان وبرنامه کاری داشته باشد وکارهارا میان افرادش تقسیم نماید؛ تاازنظر وقت وزمان در رسیدگی به کارها دچار مشکلات نشود وازاین طریق مهارت وعملکرد خویش را بهبود بخشد.
مدیر باید تلاش نماید تابا حسن سلوک باکارکنان و محیط کارش روابط متقابل دوستانه برقرارنماید. وراه های برانگیختن افراد را به همکاری جستجو کند. روابط انسانی خویش را با سایر افراد موردتوجه قراردهد. این عملکرد مانع خود سریها؛ خود کامگی ها؛درهم اندازی ها؛ایجاد نابسامانی ها میشود وباعث حل مشکلات ومعضلات می گردد .
مدیر باطرز برخوردش؛چگونه گی فکرکردن و صدا نمودنش؛ دست دادن وپیام تلفو نیش، تصمیم گیریش درمورد تفویض صلاحیت به مادونش باید نسبت به سایر کارکنان وزیردستانش الگو ونمونه مثال باشد.
مدیر همیشه باید در جهت بهبود وضعیت کاری خویش به شکل دوامدار تلاش ورزد و به دقت به رفتار کارمندانش نگاه کند و ببیند که هرکس در موفقیت کاری اش چه کارمی کند؟ آیا کارهای ارزنده ای را انجام می دهد یا خیر؟
در صورت عدم کارایی افراد کوشش نماید به این وضعیت پایان دهد وخلاقیت خویش را بکار اندازد وبه پاسخ هایی که دریافت می کند گوش فرا دهد وآن را تجزیه وتحلیل نماید.
پافشاری در کار از مهمترین موفقیت یک مدیر است. هدف از پافشاری در کارها انجام دادن کار وادامه دادن راهی است که مدیر در پیش گرفته است وبااراده و عزم قاطع آنرا می پیماید. مفهوم پافشاری لجاجت نیست که تا سطح حماقت بالا رود، بلکه تعهد به انجام آن است. اما مدیر باید بفهمد که چه موقع پافشاری کند وچه وقت دست از پافشاری بردارد. گاهی مدیر اشتباه می کنداماغرورش اجازه نمی دهدآن را بپذیرد. در این حالت پافشاری مفهومی ندارد .
مدیر باید بکوشد تا صداقت، امانت داری ،عدالت درست وپابندی به اصول اخلاقی را در کارهایش مراعات کند. اگر اشتباهی در کارش پیش می آید، آن را بپذیرد. کار را متوقف و اشتباه رااصلاح نماید وآن را دوباره تکرار نکند پذیریش اشتباه آموزش وگامی بسوی وضع بهتراست.
مدیر بایدگذشته های دور را مورد مطالعه قرار دهد وازتاریخ گذشته گان که منبع ارزشمند تجربه هاست، درس بیاموزد وتجربه اندوزد. یاد کرد تاریخ پیشینیان موجب آگاهی ومعرفت مدیر میگردد. با این کار وی حقایق زندگی را درآیینه تاریخ می بیند وحادثه را در ابعاد گوناگونش مورد توجه قرارمی دهد واز آن بهره می گیرد.
مدیرانی که در کارهای خود تجربه های گذشتگان را آیینه عبرت قرارمی دهند و از تاریخ گذشتگان اطلاع حاصل مینمایند، در مدیریت خویش موفق اند.
مدیران آینده نگر ،همیشه به بررسی نیاز هاومشکلات می پردازند وامکانات لازم را تدارک و کارهارابدرستی رهبری می کنند. آنهااحتمال بروز مشکلات را در روزهای فردا وفرداهای بعدی وراه های بیرون رفت ازان وپیشرفت کارهارا در آیند ه پیشبینی می نمایند.
باران! شتاب کنید، قافله در راه است. میگویند که گناهکاران رانمیپذیرند؟ آری، گناهکاران را در این قافله راهی نیست... اما پشیمانان را میپذیرند. آدم نیز در این قافله ملازم رکاب حسین است، که او سرسلسلهی خیل پشیمانان است، و اگر نبود باب توبهای که خداوند با خون حسین میان زمین و آسمان گشوده است
الهی وربی من لی غیرک
بار خدایا اگر مرا به درگاهت نپذیری چه کنم؟......
یا الله مرا هم به حق خوبانت توفیق توبه از خودم از گناهم واز ......
عنایت فرما
آمین
زنان بایدزنان باید با تولد «زینب» خود را تولد یافته بدانند، پیامبر نجات، از زنده بگورى باشند. بر کوفیان پیمانشکن لعنت کنند و هیچگاه از فریاد بر سر کاخنشینان شد در تاریخ
با تشکر تمامی مادران شیردلی که همیشه راهروان راسخی برای آن بانویی که صبر از صبر واستقامت او خجل بود هستند
1- موضوع ارتباطات در ابعاد زیر مطرح می شود:
الف - ارتباط انسان با خود
ب - ارتباط انسان با خدا
ج - ارتباط انسان با عالم
د - ارتباط انسان با انسانهای دیگر
2- درک این نکته بسیار مهم است که برای بهبود روابط با انسان ها باید هر انسانی رابطه اش را با خدا و خود و محیط اطرافش تعریف کند و به بهبود آن بپردازد.
3- انسان در این عالم باید بتواند انگیزه و رسالتی را کشف کند:
افحسبتم انا خلقناکم عبثا ایحسب الانسان ان فتیرک سوی
آیا پنداشته اید ما شما را عبث و بیهوده آفریده ایم.
آیافکر می کنید انسان به حال خودش رها می شود؟ (قرآن مجید)
4-رابطه انسان با عالم باید بر اساس درک پیام ها و کسب تجربیات حاصل از دریافت آن باشد.
5- رابطه انسان با عالم بر اساس زیبایی شناسی شکل می گیرد.
6- رابطه انسان با عالم بر اساس باور نظام حکیمانه الهی شکل می گیرد.
7- رابطه انسان با عالم بر اساس کشف مدلهای هماهنگ در این عالم و رسیدن به نظریات وحدت صورت می گیرد.
8- رابطه انسان با طبیعت باید رابطه ای عالی باشد، باید به آن اعتماد کرد.
این همه نقش عجب بر درودیوار وجود هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار
9- رابطه انسان و طبیعت باید بر اساس این قاعده باشد که آنچه در این عالم وجود دارد مظهر عظمت خداست و ما در قبال آن مسوولیت داریم.
ابروباد ومه وخورشید وفلک در کارند تا تونانی به کف آری وبه غفلت نخوری
همه از بهر تو سرگشنه و فرمانبردار شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری
10- حرکت انسان باید هم جهت با انرژی کائنات و همسو با آن باشد.
11- هر کاری که انجام می دهیم در نظام طبیعت تاثیر می گذارد.
12- گناه روند حرکت نظامی طبیعت را کند می کند چون بر خلاف فطرت طبیعت است.
13- رابطه انسان با خودش باید بر اساس صداقت و پذیرش عیوب خود طرح شود.
14- اگر با خودمان رو راست باشیم با دیگران هم رو راست خواهیم بود.
15- خود پذیری مثبت و احساس خود ارزشمندی مثبت با خود خواهی فرق دارد.
16- از بین بردن کمبودها باعث افزایش اعتماد به نفس می شود.
17- اگر بخواهیم خودمان را اثبات کنیم نشان ضعف ماست.
18- دیگران را تحقیر کردن نشان از رابطه ای ضعیف با خودمان دارد.
19- بهانه گیری ها و سخت گیری های و تعصب های بیجا از عقده های حکایت می کنند که درون ما شکل گرفته است.
20- تراز کنگره عرش می زنند صفیر ندانست که درین دامگه چه افتاده است